close
مجتمع فنی تهران
جملات و متن های تلنگر

جملات و متن های تلنگر

نقل قول های انگیزشی
تعداد بازديد : 34

نقل قول های انگیزشی

سایت " های ناز" : آیا تابه‌حال از خودتان پرسیده‌اید که هدفتان از زندگی کردن چیست؟ در چنین شرایطی خواندن جملات انگیزشی کمک می‌کند که مسیر خود را در زندگی پیدا کنید....

اعتماد به خدا
تعداد بازديد : 141

اعتماد به خدا

کسی  اعتماد کامل به خدا دارد که 

 

وقتی برای نماز باران می رود 🌦

 

 چتر با خود ببرد.☔️

 

@dastankhaneh 📚


نويسنده :
تاريخ انتشار : 02 / 02 / 1396 ساعت:

تشکر از خدا
تعداد بازديد : 82

تشکر از خدا

✅گاهی وقت‌ها

برای تشکر از خدا

باید کاری کرد

دلی را شادکرد،

گلی را هدیه داد💐

دستی راگرفت

وبخششی را تقدیم کرد👌

 

@dastankhaneh 📚

 

https://t.me/dastankhaneh

نويسنده :
تاريخ انتشار : 01 / 02 / 1396 ساعت:

فکر مثبت
تعداد بازديد : 76

فکر مثبت

يك فكر مثبت در روز

ميتواندكل

روزتان راتغيير دهد 

و خالق اين فكر

مثبت توهستي ونه

هيچ كس ديگر

منتظر نباش كسي بيايد

وفكر مثبت را

درجعبه ذهن تو بگذارد

زیبا فکرکنیدتاروزتان

بهترین شود

@dastankhaneh 📚

https://t.me/dastankhaneh 

نويسنده :
تاريخ انتشار : 31 / 01 / 1396 ساعت:

خودباوری
تعداد بازديد : 88

خودباوری

پرنده هایی که روی شاخه نشستن

هرگز ترس از شکستن شاخه ندارن

زیرا اعتماد انها به شاخه ها نیست

بلکه به بالهایشان هست...

 

همیشه به خودت اعتماد داشته باش

 خودت رو باور کن 🎯

 

@dastankhaneh 📚

https://t.me/dastankhaneh

نويسنده :
تاريخ انتشار : 29 / 01 / 1396 ساعت:

سقوط
تعداد بازديد : 23

سقوط

سقوط از طبقه ی سوم همانقدر درد آور است که سقوط از طبقه ی صدم!

اگرقرار است سقوط کنیم،

بگذار از جایی بلندباشد نه پَست

 

پائولو کوئلیو

 

منبع: https://t.me/dastankhaneh

نويسنده :
تاريخ انتشار : 22 / 01 / 1396 ساعت:

امید به زندگی
تعداد بازديد : 19

امید به زندگی

امید را از نجاری آموختم،

که مغازه اش سوخت،

ولی او با همان چوب های 

سوخته مغازه ذغال فروشی باز کرد



منبع : https://t.me/dastankhaneh 

نويسنده :
تاريخ انتشار : 21 / 01 / 1396 ساعت:

عکس نوشته های تلنگرآمیز
تعداد بازديد : 59

عکس نوشته فلسفی و تلنگری وب سایت " هــــای نـــــاز "

بقیه در ادامه

پیرمرد مغازه دار با ایمان
تعداد بازديد : 73

داستان تلنگرآمیز پیرمرد عکس و تصویر پیر مردی ته یک کوچه ی بن بست مغازه داشت یه جوانی اومد گفت عمو ...

پیر مردی ته یک کوچه ی بن بست مغازه داشت

یه جوانی اومد گفت عمو خدا عقلت بده

مردم نبش چهار راه مغازه دارن فروش نمی کنن

بعد تو اومدی ته کوچه بن بست. پیرمرد گفت:

بقیه در ادامه

ليست صفحات
تعداد صفحات : 3
تبليغات

هدايت به بالاي صفحه