close
تبلیغات در اینترنت
های ناز |سایت آموزشی،سرگرمی|دانلودکتاب|داستان،رمان|عکس،کلیپ|حل جدول|تعبیرخواب|بهترین سایت ایرانی|کلیک کن - 124

های ناز |سایت آموزشی،سرگرمی|دانلودکتاب|داستان،رمان|عکس،کلیپ|حل جدول|تعبیرخواب|بهترین سایت ایرانی|کلیک کن - 124

داستان کوتاه تلافی مرد+خنده دار
تعداد بازديد : 92

<P style="""TEXT-ALIGN: " align=right justify? ?> 

 

<P style="""TEXT-ALIGN: " align=right justify? ?>زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….وای خدای من ، خیلی ز ...

 

<P style="""TEXT-ALIGN: " align=right justify? ?>زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

 

<P style="""TEXT-ALIGN: " align=right justify? ?>ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….

 

<P style="""TEXT-ALIGN: " align=right justify? ?>وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش

 

<P style="""TEXT-ALIGN: " align=right justify? ?>باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی … نمک  بزن … نمک …

 

<P style="""TEXT-ALIGN: " align=right justify? ?>زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

 

<P style="""TEXT-ALIGN: " align=right justify? ?>شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری!

نويسنده :
موضوع: داستان کوتاه ,
تاريخ انتشار : 12 / 05 / 1393 ساعت:
ليست صفحات
تعداد صفحات : 124
تبليغات

هدايت به بالاي صفحه