close
مجتمع فنی تهران
داستان خیلی کوتاه در پی استخوان

داستان خیلی کوتاه در پی استخوان

داستان خیلی کوتاه آهو وسگ
تعداد بازديد : 70

 

.

 روزی سگی در پی آهویی می دوید، آهو روی عقب کرد و گفت:

 

ای سگ رنج بیهوده به خود راه مده که به من نخواهی رسید زیرا که تو در پی استخوان می دوی و من در پی جان و طالب استخوان هرگز به طالب جان نمی رسد. ...

بخش نظرات اين مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبليغات

هدايت به بالاي صفحه