close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان ایرانی عشق غرور و غیرت برای کامپیوتر و موبایل

دانلود رمان ایرانی عشق غرور و غیرت برای کامپیوتر و موبایل

دانلود رمان غرور و عشق و غیرت
تعداد بازديد : 447

دانلود رمان غرور و عشق و غیرت |(PDF و موبایل)

دانلود رمان غرور و عشق و غیرت |(PDF و موبایل)

 نام رمان : غرور و عشق و غیرت

 نویسنده : آیناز کاربر انجمن نودهشتیا

 

 تعداد صفحات : ۳۱۷

 خلاصه داستان :

درباره دختری به اسم آیناز دختری که شاید غرورش اولین چیزی باشه که بقیه ازش میبینن و شاید حرکاتش اونو آدم خود پسند نشون بده ولی بر خلاف ظاهرش اون قلب پاکی داره ظاهرش مثل ماسکی که نمیخواد کسی به روح شیشه ایش پی ببره تاحالا عاشق نشده و از نظرش پسری که لیاقت توجه داشته باشه خیلی کمه .
دوست داره تو دید باشه ولی دوست نداره به چشم بد ببیننش .
اون واسه ازدواجش خیلی معیار داره اهل دوستی هم نیست چون از نظرش فقط وقت گذرونیه و البته اصلا اهل ریسک نیست ، دوست نداره از اعتماد خانوادش سو استفاده کنه و البته از اعتماد مادرش که عشقشه و پدرش که مردی متعهد مهربون و مذهبی ...

 

 پسورد : www.98ia.com

 با تشکر از آیناز عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 

 دانلود رمان غرور و عشق و غیرت برای کامپیوتر (نسخه PDF)

 دانلود رمان غرور و عشق و غیرت برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

 دانلود رمان غرور و عشق و غیرت برای موبایل (نسخه پرنیان)

 دانلود رمان غرور و عشق و غیرت برای موبایل (نسخه کتابچه)

 دانلود رمان غرور و عشق و غیرت برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

 دانلود رمان غرور و عشق و غیرت برای اندروید (نسخه APK)

 

 قسمتی از متن رمان :

با آهنگ همخونی میکردم ، یک دستم روی فرمون یک دستم روی دنده بود چقدر من با آهنگ های پویا بیاتی آرامش میگرفتم به قول مامیم واقعا صداش سوز داره آدم باهاش دوست داره همدردی کنه .
تو افکار خودم بودم که هستی صداش و بلند کرد:
-فکر کنم اینجا جاشی همینجا نگهدار که جلو تر دیگه جا نیست .
-کجا؟
-پشت بی ام و خاکستریه
ترانه: نه آیناز خر نشی اونجا تنگه میزنی ماشین به این جیگری رو داغون میکنی
-همه که مثل تو دست فرمونشون افتضاح نیست عزیزمممممممم
ترانه یک چشم غره ای از آینه واسم اومد که خندم گرفت آخه این تران خانوم تا حالا امکان نداشته ماشین و ببره سالم برگردونه
هستی: راست میگه تران، یادت رفته دفعه پیش ماشین زن عمو رو داغون کردی حالا داغون کردی به درک زدی به یک بنزه سان روف هم آبروی خودت وبردی هم زن عمو مجبوره از بیمش استفاده کنه.
ترانه داشت حرص میخورد ، از ماشین پیاده شد دستشو گذاشت روی شیشه طرف هستی :
بار آخرتون باشه از دست فرمون من ایراد میگیرین
به طرف هستی برگشت و گفت :
و شما هستی خانوم خیرات سرت دختر عمومی به جای اینکه پشتم باشی همش واسم سوسه میای دفعه دیگه به قول نازنین(خواهرم) یک اجیکسو میام حساب کار دستت بیاد.
بعد نیش خندی زد رفت اون طرف خیابون
من و هستی یک نگاه به هم کردیم :
وا این چرا پاچه گرفت؟-
هستی شونه ای بالا انداخت:
آخه بعد اون تصادف دیگه عموم بهش ماشین نداد حرصش گرفته

نويسنده :
موضوع: رمان ,
تاريخ انتشار : 23 / 04 / 1394 ساعت:
بخش نظرات اين مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

هدايت به بالاي صفحه