داستان دخترک مهربان و عروسک پاره پاره

داستان دخترک مهربان و عروسک پاره پاره

داستان دخترک مهربان و عروسک پاره پاره

تبلیغات
تبلیغات
آخرین ارسال های انجمن

داستان کوتاه دخترک مهربان

داستان کوتاه دخترک و عروسک

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟

مهمان با مهربانی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونایک عروسک خیلی زیبا هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد:حتما”اون عروسک زیبا رو میگه .
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،

اونوقت دلش میشکنه ...

 

عکس دست

مــا را فـرامــــوش نکنیـد.هــــای نـــاز


درباره : داستان کوتاه ,
برچسب ها : داستان کوتاه , داستان دخترک , داستان کوتاه دخترمهربان , داستان دخترو عروسک , داستان کودکانه , داستانک ,
بازدید : 23 تاریخ : 30 / 02 / 1395 | نویسنده : admin | نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 1107
کل نظرات : 167
آمار کاربران
افراد آنلاین : 6
تعداد اعضا : 1478

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 1,264
باردید دیروز : 1,280
گوگل امروز : 155
گوگل دیروز : 250
بازدید هفته : 3,797
بازدید ماه : 32,248
بازدید سال : 32,248
بازدید کلی : 627,319
آرشیو
  • 1395
  • 1394
  • 1393
  • جستجو

    ابزار هدایت به بالای صفحه