close
مجتمع فنی تهران
داستان ارباب رجوع

داستان ارباب رجوع

داستان اعتماد به نفس پایین
تعداد بازديد : 19

داستان کوتاه اعتماد به نفس

های ناز ∫ داستان اعتماد به نفس پایین

مدیرعامل جوانی که اعتماد به نفس پایینی داشت، ترفیع شغلی یافت؛ اما نمی‌توانست خود را با شغل و موقعیت جدیدش وفق دهد.

روزی کسی در اتاق او را زد و او برای آنکه نشان دهد آدم مهمی است و سرش هم شلوغ است، تلفن را برداشت و از ارباب رجوع خواست داخل شود...

بقیه در ادامه

تبليغات

هدايت به بالاي صفحه