داستان پدر و پسر

داستان کوتاه یک ساعت کار
تعداد بازديد : 416

داستان کوتاه یک ساعت کار

 

داستان کوتاه و آموزنده یک ساعت کار

مردی، دیر وقت، خسته و عصبانی، از سر کار به خانه بازگشت. دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود. بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

بله حتما. چه سوالی؟

بقیه در ادامه

 

هدايت به بالاي صفحه