داستان کوتاه آموزنده

داستان کوتاه آموزنده

داستان کوتاه آموزنده

تبلیغات
آخرین ارسال های انجمن

داستان کوتاه یک ساعت کار

 

داستان کوتاه و آموزنده یک ساعت کار

مردی، دیر وقت، خسته و عصبانی، از سر کار به خانه بازگشت. دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود. بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

بله حتما. چه سوالی؟

بقیه در ادامه

 


بازدید : 9 تاریخ : 16 / 09 / 1395 | نویسنده : admin | نظرات ()

داستان کوتاه یادها

داستان کوتاه به خود آمدن آلفرد نوبل

در حدود صد سال پیش مردی وقتی روزنامه صبح را خواند ترس و شگفتی او رافرا گرفت، او در قسمت آگهی های فوت نام خود را دید! البته روزنامه ها در اثر یک خبردروغ دچار اشتباه شده بودند و گزارش مرگ او را به شکل های مختلف منتشر کرده بودند. مدتی شوکه شده بود. با خود فکر کرد اگر من اینجام پس این نوشته ها چیست؟ وقتی که توانست به خود مسلط شود، به ذهنش رسید حال که همه فکر می کنند من مرده ام درباره من چه می گویند.

بقیه در ادامه


بازدید : 9 تاریخ : 10 / 09 / 1395 | نویسنده : admin | نظرات ()

 

داستان زیبا و کوتاه دریای قاتل و دزد!

وب سایت هزار دستان داستانی زیبا و کوتاه درمورد دریا

داستانی کوتاه و زیبا در مورد دریا و قضاوت افراد مختلف درباره آن که ارزش خواندن و فکر کردن دارد.

داستان زیبای دریا

ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ

ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ ...

ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ...

ﺟﻮﺍنی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ ...

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ.

ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ...

بقیه در ادامه مطلب

 ادامه مطلب


بازدید : 31 تاریخ : 12 / 08 / 1394 | نویسنده : admin | نظرات ()
تبلیغات
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 1106
کل نظرات : 166
آمار کاربران
افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا : 1475

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 415
باردید دیروز : 1,253
گوگل امروز : 58
گوگل دیروز : 208
بازدید هفته : 1,668
بازدید ماه : 30,119
بازدید سال : 30,119
بازدید کلی : 625,190
آرشیو
  • 1395
  • 1394
  • 1393
  • جستجو

    ابزار هدایت به بالای صفحه