close
مجتمع فنی تهران
داستان کوتاه کار

داستان کوتاه کار

داستان کوتاه یک ساعت کار
تعداد بازديد : 39

داستان کوتاه یک ساعت کار

 

داستان کوتاه و آموزنده یک ساعت کار

مردی، دیر وقت، خسته و عصبانی، از سر کار به خانه بازگشت. دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود. بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

بله حتما. چه سوالی؟

بقیه در ادامه

 

تبليغات

هدايت به بالاي صفحه