داستان کودکانه

داستان کودکانه

داستان کودکانه

تبلیغات
تبلیغات
آخرین ارسال های انجمن

داستان کودکان

سایت " هــــای نــــاز " : این داستان کوتاه کودکانه ، درباره زندگی سه مورچه است که هر روز برای تهیه غذا به سختی زحمت می کشند  تا اینکه یک روز یکی از آنها فکری به ذهنش می رسد و ….

 

بقیه در ادامه


بازدید : 0 تاریخ : 24 / 08 / 1395 | نویسنده : admin | نظرات ()

داستان کوتاه دخترک مهربان

داستان کوتاه دخترک و عروسک

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟

مهمان با مهربانی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونایک عروسک خیلی زیبا هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟

بقیه در ادامه


بازدید : 23 تاریخ : 30 / 02 / 1395 | نویسنده : admin | نظرات ()
در این داستان کودکانه 15 بخش وجود دارد
وبرای تربیت کودک خیلی مفید است

دانلود - 700 تومان
بازدید : 31 تاریخ : 13 / 12 / 1394 | نویسنده : admin | نظرات ()

 

من دوست ندارم که به مدرسه بیایم | قصه های کودکانه

 

قصه کودکانه زیبا و آموزنده ♥ وب سایت هزار دستان

 

من دوست ندارم که به مدرسه بیایم

لاکی یک لاک پشت کوچک بود که چندان مدرسه رفتن را دوست نداشت.نشستن در کلاس و گوش کردن به معلم برای ساعت ها، او را خسته می کرد و او خشمگین می شد.

بقیه در ادامه مطلب

 ادامه مطلب


بازدید : 141 تاریخ : 22 / 07 / 1394 | نویسنده : admin | نظرات ()

قصه کودکانه

داستان از اونجایی شروع میشه که پاتریک هیچوقت تکالفش را انجام نمی داد. او می گفت اینکار خسته کننده است. او هميشه بیسبال و بسکتبال بازی می کرد.

معلمش به او می گفت، با انجام ندادن تکالیفت چیزی یاد نمی گیری البته حق با معلمش بود.

اما او چیکار می توانست بکند او از اینکار متنفر بود

برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب بروید

 ادامه مطلب


بازدید : 33 تاریخ : 04 / 07 / 1394 | نویسنده : admin | نظرات ()

یبومک دخترک به همراه سایر همکلاسی ها  سوار بر وانت به سوی آینده ای رنگی ، در حرکت است. فاطمه  در سر آرزوی کسب مقام استانی در رشته نقاشی دارد تا شاید بتواند با فروش جایزه اش اندکی از سرفه های خشک  پدر بکاهد. معلم هراز گاهی از پنجره نگاهی به دانش آموزان می اندازد. دخترک مداد های رنگی شکسته و مداد شمعی های رنگ و رو رفته اش را که معلم انگلیسی شان از مهد کودک ور شکسته خواهر زاده اش برایش آورده ،  نگاه می کند. اما هر چه می جورد...


به ادامه مطلب بروید

بقیه در ادامه

بازدید : 39 تاریخ : 13 / 05 / 1394 | نویسنده : admin | نظرات ()
تبلیغات
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 1108
کل نظرات : 167
آمار کاربران
افراد آنلاین : 5
تعداد اعضا : 1479

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 519
باردید دیروز : 1,442
گوگل امروز : 70
گوگل دیروز : 151
بازدید هفته : 5,918
بازدید ماه : 34,369
بازدید سال : 34,369
بازدید کلی : 629,440
آرشیو
  • 1395
  • 1394
  • 1393
  • جستجو

    ابزار هدایت به بالای صفحه