close
مجتمع فنی تهران
قصه بچگانه

قصه بچگانه

قصه کودکانه چه کسی ماه را خورده است
تعداد بازديد : 41

های ناز کودک ∫ همه جا ساکت و آرام بود. همه خواب خواب بودند؛ فقط جغد جوان بیدار بود. او مثل همیشه، وقتی خورشید رخت و لباسش را از روی زمین جمع کرد و رفت، از خواب بیدار شد. چشم‌هایش را مالید و خمیازه‌ای کشید. صدای قاروقور شکمش را که شنید فهمید گرسنه است. باید فکری به حال گرسنگی‌اش می‌کرد. بال‌هایش را از هم باز کرد. کش‌وقوسی به خودش داد. نگاهی به دوروبرش کرد و پرید، اما اصلاً جایی را نمی‌دید. خواست به لانه‌اش برگردد که ناگهان…
ـ آخ!

قصه کودکانه چه کسی ماه را خورده است

جغد جوان با سر رفت توی لانه‌ی سنجاب همسایه! سنجاب با وحشت از خواب پرید و با ترس و لرز رفت پشت انبار گردوهایش قایم شد. کمی که گذشت، سرک کشید. یک جفت چشم درشت و براق نگاهش می‌کردند.
جغد را شناخت و گفت: «این چه‌کاری است که کردی؟ مگر من غذای تو هستم؟ و چند گردو به طرف جغد پرت کرد.»

بقیه در ادامه

قصه کودکانه مورچه پرتلاش
تعداد بازديد : 71

سایت " هـــای نــــاز " داستان آمورنده و زیبای آقا مورچه پرتلاش را که مناسب کودکان حدود ۴ ساله و بزرگتر است بخوانید.

قصه مورچه زحمت کش

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود ، یه باغی بود ، باغ سرسبز و زیبا ، با درختان میوه ، چشمه قشنگ ، توی این باغ حیوانات زیادی زندگی میکردند مثل موش زبل ، سنجاب کوچولو ، خاله سوسکه و آقا مورچه

بقیه در ادامه

قصه کودکانه خر دانا
تعداد بازديد : 43

قصه خر دانا

 

يک روز يک مرد روستايي يک کوله بار روي خرش گذاشت و خودش هم سوار شد تا به شهر برود.
خر پير و ناتوان بود و راه دور و ناهموار بود و در صحرا پاي خر به سوراخي رفت و به زمين غلطيد. بعد از اينکه روستايي به زور خر را از زمين بلند کرد معلوم شد پاي خر شکسته و ديگر نمي تواند راه برود.
روستايي کوله بار را به دوش گرفت و خر پا شکسته را در بيابان ول کرد و رفت...

 

برای خواندن بقیه قصه به ادامه مطلب بروید

 ادامه مطلب

تبليغات

هدايت به بالاي صفحه